یه چن روزی هس نیومدم آخه خب بیام چی بگم
ناراحتیای من که سرجاشه
امروزم که تو حسابی دلمو سوزوندی
تو سالن اجتماعات گریه ات گرف
چشام پر اشک شد ولی خودمو جم کردم
میدونستم بدت میاد
بدت میاد وقتی ناراحتی یکی برات اشک بریزه
تو کلاس دوباره گریه ات گرف
از دیروز میدونستم امروز اینجوری میشی
کلی حرف داشتم که بهت بزنم
بلکه یکم از ناراحتیت کم شه
ولی امروز همه اش خلاصه شد تو دو تا چشم گرد و یه دستی که رو شونه اته همین...
واقعا ازت معذرت میخام که نتونستم هیچکاری برات بکنم
کاش دیگه هیچوقت جلوم گریه نکنی
کسی منو نمیشناسه جز تو، تویی که نیستی......ما را در سایت کسی منو نمیشناسه جز تو، تویی که نیستی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20